تبليغاتX
سیخ شدگان

سیخ شدگان

تا سس در ریشه ماست سس خوری پیشه ی ماست

همه چی طبق معمول از یه خواب شروع شد! خسته شدم بس که خواب دیدم!

دیشب نه پریشب من بیکار بی عار خوابیده بودم خواب دیدم یه جایی هستیم یعنی من بودم ولی یادم نیست دیگه کیا بودن! بعد عین توالت عمومی بود!!! (ببند اون نیشو!) من پام خورد به یکی که افتاده بود رو زمین یهو دیدم روحش از بدنش جدا شد!!! بعد اون روحه به من گفت فقط سه روز دیگه فرصت داری!!!

دیگه منم که جوگير اومدم وصيتامو بكنم برم!!!

اول از دست بندا و مچ بندام شروع مي كنم!

يه مچ بند نايك دارم كه هميشه دستمه! اونو بديد به پسرداييم كه خيلي سعي كرد تو دوران زنده بودنم ازم بپيچونه و نتونست!

يه مچ بند اسكلت دارم كه عاشقشم اونو نديد به كسي با خودم خاكش كنيد!!!

يه گردنبند دارم كه از خواهرم پيچوندمش راضي نبود اونو بهش پس بديد كه حلالم كنه فشار قبرم كم بشه!!!

يه دونه دستبند اسكلت ديگه هم دارم كه نماد گروهمونه از دوم دبيرستان دارمش اون موقعا الهام نبود اينو بديد به الهام كه جام تو گروهمون خالي نباشه!!!

دنگ وبلاگم و مي سپرم به الي! الي تو رو خدا نذار وبلاگ از ايني كه هست تاريك تر بشه! چراغشو روشن نگاه دار!!!  (البته لامپ كم مصرف بذار يادت باشه من رحمت و خيلي دوست داشتم!)

يه دست بند اسكلتيه ديگه دارم كه معلم فيزيكمون هميشه سر اون با من مسئله داشت! اونم بديد به معلممون كه هميشه به ياد روحيه ي لطيف من باشه!!!

يه جوراب دارم (كيف پول خورد!) اونو نديد به كسي چون خيليا خوششون اومده ازش بذاريد تو يه مكان عمومي كه همه فيض ببرن!!!

كتاباي سيدني شلدونم و بديد به فرشته! (البته استاد بازي رو با خودم خاك كنيد اونجا حوصله م سر نره!!!)

يه ساعت چريكي  دارم الهام خيلي دوسش داره ولي نديدش به الهام با خودم خاكش كنيد!!! بالاخره بايد بدونم ساعت چنده كي نكيرينا ميان خودمو آماده كنم!!!

يه كتاب منفور و قطور هاليدي دارم تقديمش كنيد به كتاب خونه ي دانشگاه اون روز رفتيم امانت بگيريم نداشت!!!

كارت دانشجوييمو با كمال ميل به منفيه بي نهايت! تقديمش مي كنم به آزاده!!!

الي آل استار خيلي دوست داره! يه آل استار كثيف دارم ولي وقت ندارم بشورمش بديد به الي خودش بشوره!

چقد كم بود اموالما!!

خرما شيرينه چاق مي كنه بچه ها جوش مي زنن! وصيت مي كنم به جاش پفك موتوري خيرات كنن!

حلوا هم مشاكله خرما رو داره مضاف بر اينكه رنگشم دوست ندارم! لطفا سس فلفلي خيرات كنيد به جاش!

تو رو جونه امواتتون سنگ قبرم نارنجي باشه!!

لطفا هر هفته پنج شنبه جمعه ها بيايد به قبرم سس بپاشيد!

من نور دوست ندارم چشممو مي زنه! لطفا خواستيد كسي رو دلداري بديد بگيد سس به قبرش بباره!

مشكي دلگيره! همگي نارنجي بپوشيد!

براي اينكه نيشه روحم بسته نشه لطفا نيشتون و نبنديد!

اگه خواستيد روحم شاد شه و عربي برقصه شمام تو مراسم ختم عربي برقصيد!

خلاصه اينكه دپرس نباشيد من كاملا براي مرگ آماده ام! الان فقط يه روز و نيمش مونده!

هر خوبي بدي ديديد حلال كنيد ديگه!!!

اين پست به معنيه بسته شدنه وبلاگ نيستا!!!!!

راستي الي يه سر برو پيش ميس حاجي بهش بگو چقد بيزارم من ازش!!!

به "اين يكي" بگيد حلالش كردم حلالم كنه!!!

همين ديگه!

وعد ه ي ما پس فردا بهشت زهرا! حضور شما باعث باز شدن نيش مرحوم و تسلي خاطر بازماندگان است!!!

راستي دعا كنيد اونور كانال دوش بگيره من شمس العماره نبينم مي ميرم!!!

اگه امكانات اينترنتي داشتيم آدرس رايانامه مو!!! براتون مي فرستم!!!

خيلي دوستون دارم!!!

سس نوشت: مي خواستم به بچه هاي وبلاگي ام يادگاري بدم ولي اموالم خيلي كم بود!!!!

تایپ شده در شنبه 2 آبان1388ساعت 13:49 به انگشت مینا سس خور| |
 

سلام. قبلا خسته نباشید میگم بهتون که می خواید برنامه ی امروز ما رو نگاه کنید!

امروز با یکی از رتبه های کنکور مصاحبه ای رو انجام دادیم که امیدواریم مورد توجهتون واقع بشه.

لطفا خودتونو معرفی کنید و رتبه و رشته ی تحصیلیتونو بگید.

- به نام خدا. اگر اجازه بدید من اسمم و نگم! رتبمم فعلا نمی گم! ولی رشته م ریاضیه!

 باشه هرجور میلتونه! خب... به عنوانه اولین سوال شما از کی درس خوندنو شروع کردید؟

- من از سال مهدکودک به طور جدی خوندن برای کنکور و شروع کردم و از همون سن کاملا تستی می خوندم! قبل از اون هم همون روزی که به دنیا اومدم پدرم من رو در کانون ثبت نام کرد و من در همه ی آزمونای کانون شرکت کردم ! 

 مهدکودک؟!!!!!!

- آره خب همه می گفتن دیر شروع کردی ولی من به تواناییام ایمان داشتم!

.........

این که تستی می خوندی روی امتحانای تشریحی ت اثر منفی نمی ذاشت؟!

- من چون هدفم رو واسه خودم و اطرافیانم ترسیم کرده بودم به امتحانای تشریحی کاری نداشتم! امتحانارو به یاری دوستان یه جوری پاس می کردم! یعنی اصلا معدل برام مهم نبود!!

 خب این که معدل سوم دبیرستان تاثیر بسزایی!! رو نتیجه ی کنکور داره چی؟ اینم باعث نشد یه مقدار تشریحی تر کار کنی؟!

- نه چون اگه مطلع باشید تاثیر معدل نهایی فقط ۱۵٪ ه و من یقین داشتم که ۸۵٪ بقیه شو می گیرم!

 فکر نمی کنید وقتش رسیده که رتبه تونو بگید؟!

- چرا. من رتبه م ۱۵۰ هزار شد!!!!

...................! پیام های بازرگانی آماده س!!!

ایرانسل! شارژ طلاییه ایرانسل! طرح قرمز ایرانسل...! طرح آبی ایرانسل...! طرح قهوه ای خال خال زرد ایرانسل... تو رو خدا ایرانسل بگیرید! ایرانسل خیلی خوب و ناز و مهربونه!!!

ما نشستیم آقا!!! (بیـــــــــــــــــــــــــب تبلیغ غیر مجاز؟!!؟)

۸۶ سال آزمونهای مرتب! ۸۶سال نتایج درخشان! من ... ی ... هستم از سال چهارم ابتدایی در کانون بودم! من .. ی ..... هستم از سال پیش دبستانی در کانون هستم الان ۸ ساله پی در پیه کنکور میدم و هر ۸ سال موفق بودم!!!

سنجش تکمیلی! ۱۲۳ پارسه!

مای بیبی مای بیبی دوست داریم مای بیبی ما با تو چقد خوشحالیم نازک و لطیفی مثل گلها با تو چه کیفی می کنیم ما نی نی ها! جدید اد بودی بودیا!!!

ایرانسل یادتون نره! شارژ ۲۰۰ ریالی ایرانسل به مناسبت روز جهانی ایدز رسید!!! با ۲۰۰ ریال صاحب ۷ سیم کارت شوید!!! ۱ سیم کارت بخرید و با اولین تماس ۶ سیم کارت هدیه بگیرید!!!!

.........

- آقای مجری؟ آقای مجری؟! آقـــــــــــــــــــــــــــــــای مجری؟!؟!!

 ها؟... آها!! ببخشید داشتم چرت می زدم!!!

خب رسیده بودیم به رتبه تون! اون روزی که رتبه تون و دیدین بعد اون همه درس خوندن و این رتبه! چه حسی داشتید؟!

- خب اون روز برای من یه روز استثنایی بود! من اولش خیلی تعجب کردم ولی ناراحت نشدم چون به اندازه ای که تلاش کرده بودم نتیجه شو دیده بودم! و دو رکعت نماز شکر به جا آوردم و از خدا ممنون بودم که این رتبه رو به من داد!!!

 خانواده تون چی؟!

- منو یه هفته از خونه انداختن بیرون و گفتن برم بمیرم!! اونا همیشه منو درک می کنن و بدون کمکای اونا من نمی تونستم این رتبه رو بدست بیارم! از همین جا از زحمات همه شون تشکر می کنم!

 یه کمم برای بیننده های عزیزمون راجع به حال و هوای سر کنکورتون بگین!

- من چند وقتی بود که رابطه م با خدا خیلی نزدیک و  تنگاتنگ شده بود! از بعد از عید فقط دعا بود و نذر و نیاز! سر جلسه ی کنکور هم فقط به خدا توکل کردم! ۴:۱۰ دقیقه ای که سر جلسه بودیم و من فقط دعا می کردم و می دونستم که دعاهام اثر می کنه و من قبول میشم!!!

 پس بگو چرا قبول نشدی! نه ببخشید منظورم اینه که الان چه برنامه ای داری؟! داری دوباره می خونی؟!

- من از همون روز که جواب تعیین رشته ها اومد شروع کردم به دوباره خوندن!

 مگه تعیین رشته هم کرده بودی؟! چه جالب! انتخاب اولت چی بود؟!

- من چون عاشق مکانیکم و هدفم همیشه مکانیک بوده انتخاب اولم و مکانیک شریف زده بودم! چون با هر کسم مشورت می کردم می گفت هیچ وقت از رحمت خدا مایوس نشو شاید امسالم مثه پارسال قاطی پاتی شد و قبول شدی!!

 بعد اون وقت هر ۱۰۰ تا انتخاب و زدی؟! انتخاب آخرت چی بود؟!

- نه من فقط ۱۵ تا انتخاب داشتم و آخرینشم برق امیرکبیر بود!!!

.......................... من فقط می تونم به شما به خاطر این اعتماد به نفستون تبریک بگم!!!

برنامه ت واسه سال بعد چیه؟!

- من تصمیم گرفتم هرسال ۱۰۰۰۰ تا رتبه مو بهتر کنم تا در نهایت به مکانیک شریف نایل شم!!!

 موفق باشی واقعا!!! توصیه ت به اونایی که امسال کنکور دارن و اونایی که سال قبل قبول نشدن چیه؟!

- سر جلسه ی کنکور اصلا استرس نداشته باشن و همه چیز و به خدا واگذار کنن! برای جلوگیری از استرس بهتره سه ماه مونده به کنکور لای کتاباشون و باز نکنن! و از رحمت خدا مایوس نشن! همه که نباید سال اول قبول شن!!! مطمئن باشن اگه زحمت بکشن نتیجه اش رو میبینن! 

 (درگوشی: توصیه های ایمنی را جدی نگیرید!)

خیلی ممنونیم ازتون که دعوت ما رو لبیک گفتید و برنامه ی ما رو با قدوم انورتون منور کردین و تجربه هاتونو در اختیار بینندگان ما گذاشتین! مطمئنیم با تلاش و پشتکار به مکانیک شریف نائل میشین!!!

 

سس نوشت۱: همتون به خوابای من و حس ششم من ایمان دارید دیگه؟ معلم عربیمون داره بابا میشه!!!!!!! شک ندارم! خوابشو می دیدم با خانومش (حالا من تا حالا خانومشو ندیدما!!!) بعد حال خانومش خوب نبود! صبح که بیدار شدم حس شیشمم بهم گفت هوری داره بابا میشه!!!

سس نوشت۲: یه خبر داغ دارم یه خبر داغ دارم!!! تولده! جوانمرد (امروز) و راحیل (فردا)! بدوئید برید بهشون تبریک بگید!!! متولدین هفتمین ماه سال خیلی ماه و دوست داشتنین! عین بابای خودم!!

سس نوشت۳: همگی دست به دعا شید بعد از تنبلیه مفرط بعد کنکور از اون حال و هوای بیخیالی بیام بیرون یه کم درس بخونم بلکه ریاضی ۱ که هیچی ازش نوفهمم و نیفتم!

سس نوشت۴: بی پولی رو خیلی دوست داشتم! بین دو تا از کلاسامون رفتیم سینما بهمن سانس ۲ تا ۴!!! آی خندیدیم! به کلاسه ام دیر رسیدیم!!!

سس نوشت۵: از صبح این شعره مای بیبی افتاده تو دهنم همش دارم می خونمش!!!!

سس نوشت۶: مرسی فرشته! من دوست دارم از فرشته تشکر کنم کسی مشکلی داره؟!؟!!؟

سس نوشت۷: این شعره خیام و می دوستم زیاد!!!

گر می نخوری طعنه مزن مستانرا                                  بنیاد مکن تو حیله و دستان را

تو غره بدان مشو که می می نخوری                             صد لقمه خوری که می غلامست آنرا!

دمت سسی خیام جان که هرچی بیشتر می خونمت بیشتر عاشقت میشم!!!

سس تازه: امروز تو اتوبوس یه بچهه با صدای لوس بچگونه معلوم بود کلاس اولیه به مامانش گفت: مامان معلم تو اینگلیسی چی میشه؟ منم اصن حواسم نبود با همون صدا گفتم Teacher !!!! کل اتوبوس داشتن می خندیدن به من!!!!!

دم شمام سسی! 

تایپ شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 12:5 به انگشت مینا سس خور| |

همه ی ما سس خورا تو سلول  نشسته بودیم و اتاق فکر!!! تشکیل داده بودیم و داشتیم درباره گذشته سسیه خودمون می اندیشیدیم و درس عبرت میگرفتیم .

2:من میرم دستشویی

1:به سلامت

3:جای منم خالی کن

4:خوش بگذره

5:کمک می خوای بیام تعارف نکنیا

چند ساعت بعد!!!!!!

(بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووم)10

۱۰نفر از زندانیها بر اثر فشار ناشی از نگه داشتن زیاد .....  (گلاب به هیکلتون) ترکیدن

تو همین لحظه صدای داد 2 رو شنیدیم که با گنده لات زندان  سر اینکه اون سوسول نتونسته بود چند ساعت خودشو نگه داره دعواش شده بود

2: به روح اعتقاد داری؟

:آره

2:سسیدم تو روحت

1-3-4-5:

4:حالا که اینجوری شد ای بیب بییییییییییب بیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییب

1: هوی نفس کش اصلا میدونی با کیا طرفی

:

5:بچه ها بیخیال یه صلوات بفرستید

3: کی واسه رفیق ما شاخ شده

1-2-4-5:

3 ظرف سسو شکونده بود و تو هوا می چر خوند

2:جونه من اینکارو نکن ایندفعه غیر عمد حساب نمیشه اون وقت اعدامت میکنن داغت میمونه به دل

ما

2رفت تکیه داد به دیوارو شروع به گریه کرد

3:بشکنه کمر رفاقت که شکوند کمر مارو

3ظرف سسو پرت کرد یه طرف و باز خورد تو سر یکی ولی مشکلی نداره چون غیر عمد بود

تو همین لحظه رییس زندان اومد ولی از اونجایی ما سس خورا هرجا وارد میشیم همه شیفته وجود میمون و مبارک ما میشن به ما سس خورا گفت بریم تو سلولمون و اون10 نفرو فرستاد انفرادی.

یک هفته بعد

ما سس خورا بعد از کلی ایکس شعر و تفکر فهمیدیم که قاضی حامی سس خورای ناقلا و بازپرس بلا نه تنها تو مجازاتمون بهمون تخفیف ندادن بلکه  سنگین ترشم کردن وجود 5تا سس خور اونم تو یه سلول خوابو خوراکو از آدم میگیره از صبح تا شب از شب تا صبح ایکس شعرو هرهر کرکر. 1 که در شرف ناپدید شدن بود واسه همین  به حکم جدیدمون اعتراض کردیم

1:من موش می خوام یالا

2:من سوسک می خوام یالا

3: من 537 می خوام یالا

4:نخواید که من حکم قبلیمو بخوام اصلا من اعدام می خوام یالا

5: (بنده خدا اگه اعتراض کنه باید با4 باشه)

برو بچه های با معرفت سلولای دیگه: سس خور حمایتت میکنینم

1-2-3-4-5:نترسید نترسید ما سس خورا با هم هستیم

ولی از اونجاییکه اینجا ایران است وتنها چیزی شنیده نمیشه صدای اعتراضه اعتراض ما هم اثر نکرد

ما واسه عوض شدنه حالو هوامون تصمیم گرفتیم بریم هواخوری و هر کاری دلمون خواست بکنیم نمونش عکس پایین در حیاط زندانD:

سس نوشت 1: منم فکر کنم ادامه داره

سس نوشت 2: می خوام یه کاریو شروع کنم اما شدید نیازمند دعاتونم که تا آخرش کم نیارم

سس نوشت 3: یه سوال به نظر شما ما سس خورا چرا نمی تونیم همانند دیگر انسانها به بیرون بریم و تفریح واقعا سالم بکنیم؟

ذهنمو بد مشغول کرده

سس نوشت 4: اینم عکس کش لقمه و میس حاجی برای آشنایی بیشتر شما (فقط نا محرم عکس عروسیه مردمو نگاه نکنه)میس حاجی و کش لقمه به صرف شیرینی و شام

در ادامه سس نوشت 4: خدایا مارا آدم کن

تایپ شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 15:25 به انگشت الی سس خور| |

 واسه یادآوری: ۱ - فرشته. ۲- مینا. ۳ آزی. ۴- المیرا. ۵- الهام.

دمت سسی قاضی حامی!

اون نامه ای که نوشتیم به قاضی حامی باعث شد دوباره احضارمون کنن و متناسب با جرمامون تو مجازاتمون تخفیف بدن!!!

یه جناب سروان بخت برگشته ای رو اجیر کرده بودن که جرمامون و بپرسه!

۳: آقا ما خیلی هولیم اصلا چار ماهه دنیا اومدیم! اول ما؟!

: جرم؟!

- آقا ما اصلا جرممون سنگین نیست بیخودی دستگیر شدیم!

: اتهام؟!

- یکی دو فقره قتل!

-چی؟!؟!؟!؟

- غیر عمد بود به جون جناب سروان!!! اولییش یه نوزاد حدودا یه ماهه بود که من تصمیم گرفتم سس خورش کنم! به خدا نیتم خیر بود ولی خب اون زمینه شو نداشت بی جنبه! دومیشم یه روز داشتم به یه نفر سس می پاشیدم اتفاقی قوطیه سس پرت شد تو سرش! به من چه! خودش زپرتی بود افتاد مرد!!!

۱: جناب سروان من اگه سس به رگم نرسه می میرم! بعد خونم می افته گردن شماها!

: جرم؟!

-  من که مجرم نیستم! من فقط یکی دو بار از یخچال مردم سس دزدیدم. آخه خیلی خمار بودم من مطمئنم همونا هم خودشون راضی نبودن من بمیرم! اصلا من سس به رگم نرسه خونم آبی میشه!

: پس تزریقم می کنی؟!

- نه فقط به اندازه ای که خونم رنگ بگیره!!!

۲: ژناب شروان میشه به ژرم منم رشیدگی کنین؟!

: تو که تابلوئی! حالا بگو ببینم چه طوری معتاد شدی؟!

- نفرین پدر مادر + دوشت ناباب با یه قوطی شش فرانشوی لطفا!

: قانونو مسخره می کنی؟! گفتم چطوری معتاد شدی؟!

- من که معتاد نیشتم ژبونتونو گاژ بگیرین! من فقط تو تعطیلات می کشم! الانم که تعطیلاته تابشتونه!! میشه من برم دششویی؟!

: برو زود بیا!

- ۵ داری یه دود بگیرم؟!

: شما دو تا. چی در گوش هم پچ پچ می کنین؟!

- شابون میخوام اژش ژناب شروان!

: اسمه منو صدا نکن یاد بدهکاریام می افتم! صابون تو دستشویی هست!

- نه آخه پوشت من خیلی حشاشه هر شابونی اشتفاده نمی کنم که ژناب شروان!

: برو. فقط زود برو! ۵ جرمت چیه؟!

- هیچی بابا یعنی جناب سروان! فقط با یه باند قاچاقچی همکاری می کنم همین!

: همین؟!؟!

- خب واسه این رفقامم ماده سسدّر میارم!!!

: که این طور! خب مقر اون باند کجاست؟ سردسته شون کیه؟!

- اگه اونارو لو بدم من و رفقامو آزاد می کنین؟!

: تو رو شاید ولی با تعهد! ولی رفقات به تو ربطی ندارن!

- پس جای باندم به تو ربطی... نه نه منظورم اینه که دور هم داریم حال می کنیم! من برم بیرون بدونه رفقام چی کار کنم؟! شمام شرمنده ولی باید تو خماریه محل باند بمونین!

: ۴ جرم تو چیه؟!

- فروش سس عتیقه بدون مجوز قانونی!!!

: چی؟!؟!

- فروش سس عتیقه بدون مجوز قانونی!!!

: منظورتو نمی گیرم. کامل تر بگو!

- سسایی که من می فروختم فقط چند روز مهلتش گذشته بود. خب من هی می دیدم وقتی تاریخ اون زبون بسته ها می گذره مردم می ریزنشون دور! نتونستم تحمل کنم خب! زدم تو کار فروشش!!!

: که یه سری زبون بسته ی دیگه رو بکشی؟!

- خب با اون اخلاق غیر اخلاقیشون هرچی سرشون می اومد حقشون بود!!!

: ماشالا! جرما یکی از یکی سنگین تره! این چه بوییه داره میاد؟!

۱: یعنی تخفیف نمی دین شما قول داده بودین!

: ساکت ببینم! پرسیدم این بوی چیه؟!

۱-۳-۴-۵: آقا به خدا ما نبودیم!!!

: مثه اینکه از دستشوییه؟!

۴: آره راستی!بازم ۲ رفت دستشویی!!!

: این بوی سوختنه سسه؟!؟!؟!

۳: ایول جناب سروان! شمام سس خور بودی رو نمی کردی؟! جرم؟!؟!

: بازی بازی با دم مامور دولتم بازی؟! برات گرون تموم میشه ها!

۱: دم؟ کتتو بزن بالا دمتو ببینم!!!!

۵: آخ آخ بچه ها ۲ ازم پیچوند! خودشو ساخت!!


خلاصه قرار شد هممون تو یه سلول باشیم و اگه مشکلی برای مسئولین محترم ایجاد کردیم بندازنمون انفرادی!!!

به هدف شوممون رسیدیم!!!

 

سس نوشت۱: فکر کنم ادامه داره!!!!!

سس نوشت۲: توی اون نامهه اولش با خودکار نوشتیم خودکارمون تموم شد! تو زندونم که امکانات نداشتیم مجبور شدیم با سس بنویسیم!!! 

سس نوشت۳: اون عکسه بالا دسته جمعی نوشته شده! یکی ندونه میگه یارو مخش تاب داره مگه عکسم نوشته میشه؟!  ولی من مخم تاب نداره اون عکسه واقعا نوشته شده خب!!!

مرسی فرشته واسه آپلود!

سس نوشت۴: این پست تو تاریکیه شب نوشته شد! چیه؟ چرا اینجوری نگام می کنی؟ بی خوابی زد به کله م خواستم ببینم میشه ندید و نوشت؟ گویا میشه!! فقط کلمه ها میرن تو هم و خطا کجن و فاصله ی خطوط زیــــــــــــــــــــــاد!!!

سس نوشت ۴+۱: من هی میگم معتادم شما باور نمی کنین!!!

سس نوشت۵: اونایی که مثه من واسشون مهمه! "این یکی" فیزیک شاهد قبول شد!!! رتبه ش حول و حوش ۷ و ۸ بوده!!!

سس نوشت۶: ظهر که خوابیدم یه خواب باحال دیدم! یعنی واسه خودم خیلی باحال بود! یکی از معلمامون و دیدم با موهای خیلی بلند. صندل پاشنه ده سانتی رو با جوراب پشمیه قهوه ای پوشیده بود!!! با یکی از هم کلاسیام اشتباه گرفته بودمش!!! ما فقط سعی می کردیم منفجر نشیم!!! قابل ذکره که این معلممون آقاس! واسه آشناها هم میگم معلمه "کش لقمه" بود!!!!  

سس نوشت۷: بارونه دیشب حال اساسی داد بهم!!! خدا جونم عآآ ششه قتم!! (این عاشقتم باید با همین لحن خونده شه و گرنه ارزش کلمه از بین میره!!!)

سس نوشت۸: حافظه م دیگه اصلا و عمرا یاری نمی کنه! قبلنا فقط نمی تونستم داده ی جدید بریزم توش الان همون داده های قبلیم دیلیت شدن! جدیدترین ویروس بازار چیه؟! آنتی ویروسش اومده؟!

دم رفقا سسی رفیق فابریکا سسی تر!!!

تایپ شده در جمعه 27 شهریور1388ساعت 22:40 به انگشت مینا سس خور| |
سلام رفقا

اطلاع رسانی خیلی فوری!!!

پلیمر دانشگاه تهران قبول شدم!!!

حالا جیغ و دست و هورا!!!!!!

من که خوشحالیامو کردم! شما به کارتون برسید!!!

همیشه می ترسیدم از اینکه تو این شرایط مجبور باشم بگم رشته ای که قبول شدم و دوست ندارم! ولی حالا قضیه فرق می کنه!

فرشته حقوق دانشگاه تهران قبول شد!

و الهام پلیمر دانشگاه تهران!

هر کی کنکور داده با زبون خوش بگه چی قبول شده!

دم همگی سسی!

مام بریم به رقص و شادمانیمون برسیم!!!

بعدا نوشت: اگه قالب جدید بده بی رو در وایسی بگید!!

خیلی بعدا نوشت: قالب قطعیه! خشانتشو دوست دارم!

مرسی الهام!

تایپ شده در چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 23:23 به انگشت مینا سس خور| |