سیخ شدگان
تا سس در ریشه ماست سس خوری پیشه ی ماست
سلام رفقا سس نوشت: اومدم به خدمتتون عرض کنم عکس کنار صفحه یعنی "سس بزن بخور"! این نماد گروه ماست. به هرکی بخوایم فحش بدیم اینو نشون میدیم. وظیفه م بود توضیح بدم که یه وقت واسه کسی ابهام پیش نیاد... حالا سس بزن بخور! تا بعد... سلام سلام سلام سلام واااااااااااااای پس از چندی و اندی آپ کردن صفایی داره ها. به خدا از روی شما شرمندم قربون این ناشناس خودمون که اومد تهدیدم کرد منم مجبور شدم آپ کنم ولی خدایی بچه ها پایه اید وبلاگ و به عنوان عتیقه بندازم به ناشناس؟؟!!! راستی راجع به ادامه ی پست قبلی با عرض شرمندگی عرض می کنم که بی خیال اون شید. راستش اون وقت که اون مطلبو نوشتم قصدم این بود که یه هفته بعدش بیام ادامه شو بنویسم اما یادم نیست چرا نشد. الانم که این مدت فوق طولانی از اون وقت می گذره دیگه یادم نیست چی میخواستم بنویسم! پس صداشو درنیارید و بی خیال این بشید که اون پست ادامه دار بوده... راستی می دونم همتون می دونید امروز روز مهمیه. 29 سال پیش این موقع رهبر معظم انقلاب به ایران برگشت. اون موقع کی باور می کرد 29 سال بعد این موقع یه اتفاق عظیم تری به وقوع بپیونده. مطمئنم هیچ کس فکر نمی کرد بعد از گذشت این همه سال یه اتفاقی بیفته که از نظر مهم بودن با انقلاب برابری کنه! چرا انقد خنگ بازی در میارید؟ خب اون اتفاق، آپ کردنه منه دیگه!!!... آپ امروز یعنی یه قسمت از آپ امروز دزدیه دو قسمتشم دو تا شعره که جفتش سروده ی خودمه! شدم مثه این برنامه های زرد! که اول یه فهرستی از برنامه هاشونو میگن بعد شروع می کنن به اجرا کردن اونا! فقط امیدوارم مطالب من به مزخرفیه برنامه های اونا نباشه!!!... درجه بندی فضولی: «فضولي»عمري به اندازه ي تاريخ بشريت دارد . يعني فضولي همان موقع پا گرفت كه قابيل به پدرش آدم«ع» عرض كرد : « چرا هابيل رو جانشين خودت كردي؟» حالا فضولي از هر وقتي كه پا گرفت، به ما ربطی نداره مهم اینه که بعد ها به شاخه هاي مختلفي تقسيم شد و درجه هاي گوناگوني پيدا كرد.امروزه در اين دنياي پيشرفته و متمدن فضول هاي درجه يك ، درجه دو و درجه سه داريم و بلاخره فضولي داريم به نام فضول ممتاز. فضول هاي درجه سه فضول هايي هستند كه فضولي هاي ريز و نُقلي ميكنند. مثلا اگر در خونه اي باز باشه موقع رد شدن از كوچه تا بيخ خونه رو نگاه ميكنند تا ببينند چه چيز هايي تو خونه هست و چه چيز هايي نيست. اين گروه موقع خنديدن ديگران سعي ميكنند دندون هاي طرف رو بشمارند يا وقتي كسي دهن دره ميكنه توي معده ي يارو نگاه ميكنند تا ببينند ناهار چي خورده. فضول هاي درجه دو فضول هايي هستند كه گاهي براي آدم تصميم ميگيرند. مثلا وقتي آدم رو ميبينند ، ميپرسن:«چرا پيرهنت اين رنگيه؟ چرا موهات رو اين جوري كوتاه كردي؟ چرا اين جوري ميخندي؟ و ... » اين افراد خودشون رو خوش سليقه ترين آدم ها ي دنيا ميدونن و بدشون نمياد كه تمام مردم دنيا صبح ها قبل از رفتن به سر كار يه سري به اونها بزنن و نظر اونها رو راجع به تيپ و مدل موهاشون جويا بشند . فضول هاي درجه يك فضول هاي بسيار دلسوزي هستند و معمولا براي جمع تصميم ميگيرند . مثلا ميگن : «چرا مردم اين جوري رفتار ميكند؟ چرا مردم اين قدر امل هستند ؟ چرا مردم اين طوري راه ميرن ؟ و ... .» اين گروه بدشون نمياد كه رئيس كره زمين بشن و بر كار هاي مردم نظارت كنند؛ حيف كه بيشتر از حد شكسته نفسي ميكنند . اما مهم ترين فضول ها ، فضول هايي هستند كه ما به آنها رتبه ي ممتاز ميديم .اين فضول ها بسيار دقيق و ريز بين هستند . و در هر نگاه اشكال هاي يغور و كت و گنده اي در نظام آفرينش ميبينند و معمولا نميتونن پيش خودشون نگه دارن و حتما بايد با صداي بلند اظهار كنند . مثلا :«چرا زمستون اينقدر سرده ؟چرا كوير خشكه ؟چرا تابستون اين قدر گرمه ؟ چرا تو شمال بارون مياد ؟چرا خورشيد ميتابه؟چرا مي چرخه زمين ؟عشق من بگو چرا و خلاصه و... . » بعد اگه ما بپرسيم :«خّب اگه نچرخه پس چي كار كنه؟ نكنه ميخواي يورتمه بره ؟ » اون وقت كمي پشت گوششون رو ميخوارونن وميگن : «خُب حالا اين هيچي، اما چرا خورشيد فقط روز ها ميتابه؟ » به نظر من خدا صبر و تحمل زيادي داره كه اين جور افراد رو تحمل ميكنه. به هر حال اكثر مردم دنيا در يكي از اين گروه هاي نام برده قرار ميگيره . با اين حال همين طور ميچرخه و زندگي همين طور جريان داره با اين همه فضولي ها!... حالا خداوکیلی کلاهتونو قاضی کنید ببینین شما جزو کدوم دسته از فضولایید. بالاخره نمیشه که جزو هیچ کدوم از این دسته ها نباشید. من فضول درجه سه هستم. واسه این ادعام دلیل هم دارم. مثلا همین الان منتظرم ببینم شما جزو کدوم دسته از فضولایید!!! نامردید اگه کتمان کنید و از زیر جواب دادن در برید. این مطلب یه مطلب دزدی بود که از وبلاگ شروین دودر کردم و با کمی تغییر گذاشتمش اینجا. البته چون حتی منبعشو گفتم مطلب دزدی به حساب نمیاد. به هرحال ازش اجازه هم گرفتم. هرکی باورش نمیشه نظر شماره ی 138 پست قبلیم مبنی بر دریافت اجازه از شروین! رو بخونه تا دماغش بسوزه!!!!... این شعری که می خواید بخونید یه شعریه که چند سال پیش خودم زحمت تغییرشو کشیدم و دزدی نیست. اصله اصله چون فقط تعداد انگشت شماری این شعرو شنیدن. ( البته از زبونه خودم!) فقط قبلش یه توضیح لازمه. من خودم به داریوش و ترانه هاش به طرز خفن ناکی عشق می ورزم سرقت ادبی: نون و پنیر و هق هق ریاضی و یه عاشق نون و پنیروفندق زبان فارسی تو صندوق نون بربری و حلوا جبر و بنداز تو دریا نون و پنیرو تلخون عربی تموم شه ارزون نون و پنیر و گردو زبان تویی یه جادو نون و پنیر و بادوم هنر شدی تو حروم توی همه مدرسه ها دوباره اعدام ماها دوباره مرگ رفقا این دفه ما، این دفه ما قصه ی اون دبیر بد که از توی دفتر اومد نشسته پشت میز خود نمره ها رو رقم میزد کنار این کلاس ما چن تا کلاس دیگه بود برای دانش آموزا اون روز مثه همیشه بود نون و پنیر تو دامنت تا دامنت ثابت کنه میرفت صدای زنگ خوش مدرسمونو پر کنه غافل از اینکه اون مدیر راه اونو دزدیده بود جلوی اسم بچه ها خط سیاه کشیده بود آهای آهای کتاب بیا قصه ی خوب و سیر بگو برای دانش آموزا از مرگ اون مدیر بگو چشمای دانش آموزا چیزی به جز شب نمی دید دفتر نبود کتاب نبود قصه به آخر نرسید داستانای ادبیات زندگیه خود منه شیشه ی عمر این مدیر به دستای ما می شکنه با دستای رفاقتت این کارا وحشت نداره هرکی تقلب بکنه تو این مهم پا میذاره عشقه که این مدرسمون رو سر مدیر خراب بشه قصه ی این کتاب ما با عشق و حال تموم بشه! بچه ها همون طور که گفتم این شعر کار خودم بود. حالا اگه یه جاهاییش زیاد جالب نشده بود و به دلتون نچسبید به بزرگی و شاعریه خودتون ببخشید. اگر هم جایی از شعر به نظرتون رسید بهتره از یه واژه ی دیگه استفاده بشه بگید تا کارم بهتر هم بشه. یه سری از قسمتاشم بنا به حال و روز این روزام تغییر دادم که هرکی تو مدرسه ی ما باشه سریع می فهمه کجاهاشو میگم!!!... یه شعره دیگه هم هست که همین چند روز پیش ساختمش: X شعر گویان شاد و خندان اومدم سر کوچتون با نیش باز لی لی کنان اومدم در خونتون یک قوطی سس در دستم وسط کوچه بنشستم از پشت بوم منو دیدی رو سرم سس پاشیدی خنجر از پشت می زنی دل منو می شکنی جرئت داری بیا جلو تا توی سس بشی ولو آآآه این کارااااااا آخرووووووو عاقبت نداره زنننندگیههههه منو توووووو همش سواله!!! نتیجه ی اخلاقی: هیچ کس از کارای سس خورا سر در نمیاره حتی از عشق وعاشقیاشون! حالا دیگه مطلب پر محتوا وآموزنده ی! امروز تموم شد. می ریم سراغ سس نوشتا: سس نوشت 1: اول چند تا عذرخواهی به رفیق خوبم نمکپاش بدهکارم. یکیش به خاطر اون دعوایی که تو وبلاگش راه افتاد و باعث و بانیش من بودم. یکی هم به خاطر اون سس نوشتی که تو پست قبلیم بود. می خواستم بگم من وقتی مطلبی رو می نویسم هیچ غرض و منظور خاصی ندارم. همه چی رو به شوخی میگم. راستش حتی فکر نمی کنم کسی از این شوخی های من برداشت جدی بکنه و ناراحت بشه. اون جمله ای هم که تو اون سس نوشت بود بدون هیچ منظوری نوشته شده بود. اما نمکپاش عزیز ناراحت شده بود. به هر حال با اینکه مدت زیادی گذشته من وظیفه ی خودم می دونستم که ازش عذرخواهی کنم. سس نوشت2: لازم به ذکره من با اینکه می میرم واسه تاریخ باستان و تمدن کهن و سلسله ی هخامنش، به همون اندازه از تاریخ معاصر متنفرم. شاید عجیب باشه که توی یه درس انقد تفاوت وجود داره. یه قسمتش جذاب و شیرین یه قسمتش تهوع آور! مثلا من از اون وقتی که جیش کردم تو امتحان تاریخ ( البته گلاب به روحتون! خیلی بده آدم حسابان و فیزیک و شیمی و جبر و عربی بیست بشه، بعد تاریخ معدلشو کلی بیاره پایین. ( خب دیگه همه سنمو فهمیدن! سس نوشت3: راستی بچه ها نزدیک کارنامه هاس. همگی برای انضباط من و رفقام دعا کنید. به طرز خفن ناکی به دعاتون احتیاج داریم. البته بزرگترین شیطنت ما تو مدرسه ساندیس ترکوندن و پیچوندن برخی کلاسا از جمله کامپیوتره. خدایی نامردیه انضباط کمتر از بیست بهمون بدن! سس نوشت4: فقط دو نفر جواب مسابقه ی قبلی رو دادن: فرشته سس خور و محمدرضا. یه سس کچاپ چیز کنید یعنی نوش جان کنید!!! جواب مسابقه یه شعر از مهستی بود. بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا بیا بنویسیم روی برگ روی آب روی دفتر موج رو دریا.(خدا بیامرزتش.) سس نوشت5: و هم اکنون مسابقه ی این سری... Who is he there behind the wall? I can see his shadow, Maybe I dream he has come back near me, My last hope. سس نوشت6: امروز هرکی نظر نده چیزه. ( واسه تنوع خودتون به جای "چیز" یه کلمه بذارید. و خیالتون کاملا راحت باشه چون شما دارید نظر میدید و چیز نیستید!)![]()
![]()
![]()
![]()

ولی دلیل رفتنم چیزی جز بلای بازگشاییه مدارس نبود ضمنا فکر نمی کردم آپ کردنم انقد به تاخیر بیفته وگرنه یه آپ خدافظی مهمونتون می کردم .البته امر مهم اینه که الان برگشتم با یه مطلب طولانی وبا خبر اینکه به زودی با یه مطلب توپ میام. خدایی دلم واسه همه جای بلاگفا تنگولیده بود...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
. پس احیانا کسی نیاد بگه چرا با این شعر به داریوش و ابی توهین کردی. چون من طرفداره پروپا قرص اونا خصوصا داریوشم. این شعرم از علاقه م به اونا نشات می گیره!!!
![]()
![]()
) هرچی فحش بلدم به این رضاخان و وثوق الدوله و سر پرسی کاکس و مورگان شوستر وسلسله ی قاجاروما فیها میدم. (شمام همین کارو بکنید!) هم چنین از این قراردادای رنگارنگ که طبق اونا ایران به یه کلمه ی دو حرفی رفته متنفرم.![]()
![]()
)![]()
![]()
![]()


