سیخ شدگان
تا سس در ریشه ماست سس خوری پیشه ی ماست
کلی تایپ کرده بودم بلاگفا همه رو خورد... الهی دل پیچه بگیری همه رو بالا بیاری الهی کوفت بخوری بمیری... دیگه حوصله ی تایپ کردن ندارم... چرا بلاگفا نمی میره از دستش راحت شیم؟ خیلی حالم خوب بود اینم گند زد به حالم... به جهنم... فقط باید بگم با اینکه از عید خوشم نمیاد ولی: سال نو مبارک شاید اگه یه روزی وقت کردم و برگشتم همه ی درد دلامو بگم همه ی اون چیزایی که بلاگفا کوفت کرد... فقط یه سوال چه جوری میشه روزی 10 ساعت تو عید درس خوند؟!!! بمیرم واسه خودم! آخه اون مشاور نمی دونه تو عید نمیشه درس خوند؟ ما باید بهش بگیم؟ خودش نمی فهمه؟ ما فردا داریم می ریم اهواز ولی نمی دونم چرا دلم نمی خواد برم. به نظرتون چرا دلم نمی خواد برم؟!!! شاید دفه ی بعد که آپ کنم تو 15 روز اول تیر باشه! آخه ما امسال تا می آیم خستگی امتحان نهایی رو در کنیم مدرسه هامون باز میشه! دوهفته استراحت خیلی کمه مگه نه؟ خلاصه ی چیزایی که می خواستم بگم همین بود... ولی داغش رو دلم موند!!! حالام تو ورد تایپ کردم تا اگه بلاگفا دوباره کوفت کرد ازش رودست نخورم... سس نوشتی در کار نیست... فقط یه دونه: سس نوشت: جواب مسابقه رو بدم که فکر نکنید سرکاری بوده...جواب این سوال اثبات علمی داره و جواب دادن بهش بار علمی می خواد... هر خط با خودش موازیه، بنابراین هرگز خودشو قطع نمی کنه و در بی نهایت به خودش میرسه! البته من باید حدس می زدم که کسی جواب این سوال و نمیده. آخه اگه شما بار علمی داشتید که 24 ساعت تو اینترنت نبودین و الان یه گوشه ی دنیا در حال تحقیق و تفحص بودین... خیلی دلم گرفته... امسال خیلی زود تموم شد آخه ما امسال فقط درس خوندیم و نفهمیدیم چه جوری گذشت... به هر حال نمی خوام تموم بشه... ولی واسه اونایی که از شروع سال جدید خوشحالن یه بار دیگه میگم: "سال نو مبارک" امروز اگه نظر ندین خیلی بی معرفتین... اگه یه کم مرام خرج کنید به جایی برنمی خوره ها... یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدای تبارک و تعالی کسی نبود، ولی یکی بود یعنی به جز خدا کسی نبود فقط یکی بود که کاش اونم نبود. "این یکی" از روزی که اون پاشو به جهان هستی گذاشت ( اونم حاضرم قسم بخورم پارتی بازی بوده) دهن همه رو به یه کلمه دو حرفی برد. حالا این خوبه "این یکی" انقد پارتیش گنده و کت کلفت بود که وقتی رفت کلاس اول فهمیدیم حروف الفبا هم واسه "این یکی" 68 حرف بود. از همون روزی که "این یکی" اون پای چیزشو گذاشت تو مدرسه بد بختی های یه جماعت شروع شد مخصوصا سس خورا که تو این یه مورد نمی تونستن بی عار بمونن. یه روز خوب خدا که آسمون خیلی صاف و خیلی خیلی ابری و خیلی هم آبی بود! ما سس خورا داشتیم به آسمون و ستاره هاش نگا می کردیم! ( آزی می گفت 2تا ستاره اس مینا می گفت 52تا ستاره اس فری می گفت تورو خدا به منم نشون بدین الی هم می گفت ماهاش بیشتر از ستاره هاشه!) که "این یکی" از کنار ما رد شد و رفت تو دفتر امور تربیتی. 2 دقیقه بعد که اومد بیرون خیلی خوشحال و خندان و چیز بود. 7ثانیه بعد خانم با تربیت ( دبیر امور تربیتی) اومد گفت: بچه های خوبم یه اردو براتون تدارک دیدم که فقط دو نفر از این مدرسه می تونن توش شرکت کنن! که یکیشون من به عنوان سرپرستم. ما خودمون اسم همه ی بچه ها !رو نوشتیم و قرعه کشی کردیم. همه یک صدا گفتن: "این یکی!" خانم با تربیت گفت: آفرین مثل همیشه درست حدس زدین! " این یکی" جون (موچ موچ) فردا نمی خواد بیای مدرسه. میام دنبالت تا با هم بریم اردو. طبق تحقیقات مکرر دلیل برپاشدن این اردوهای هر روزه ی مدرسه رو فهمیدیم. از قضا "این یکی" انقد درس می خونه که همیشه از درس خوندن خسته میشه! میره پیش خانم باتربیت جونش، اونم فوری یه اردوی دو نفره تدارک می بینه که با قرعه کشی! اسم "این یکی"در می آد و با هم میرن عشق و صفا! من نمی دونم چه صیغه ایه که وقتی می خوان بچه ها رو ببرن بقالی سر کوچه هم اسم "این یکی" تو قرعه کشی در می آد. دیگه شما تصور کنید اردوها گسترده تر هم بشه. از شهر مقدس مشهد و شهر مقدس قم و شهر ری و حرم مطهر امام! بگیرید تا جهان گردی و ایران گردی و تهران گردی و ولگردی وپارک رو به روی مدرسه و اینا... توی همه ی این اردوها دو نفر 100% شرکت دارن. خانم باتربیت و "این یکی" جونش. حالا گاهی اوقات میزنه و لطف "این یکی" شامل حال بقیه میشه و به سفارش اون ما رو می برن گردش علمی توی نونوایی پشت مدرسه! اینم واسه اینه که تقدم رابطه بر ضابطه زیادی تابلو نشه! حالا اگه قضیه به همین سادگیا بود ما می تونستیم حضور شومش و تحمل کنیم! قضیه ی زوری نمره گرفتن و این حرفا که تو عکس کاملا مشخصه... اول که برگه ها رو پخش می کنن "این یکی" طرف میز معلم آفتابی نمیشه. وقتی همه ی بچه های گولو (=شاسگول،ساده لوح) نشستن "این یکی" دست به کار میشه. میره یه وری جلوی میز معلم وامیسته، جوری زاویه رو تنظیم می کنه که هیچ کدوم از بچه ها نتونن ببیننش! بعد با چشماش شروع می کنه به هیپنوتیزم کردنه معلم! (البته این از حدسیات سس خوراس!) تا وقتی نمره شو نگرفته نمیره بشینه. همیشه هم با این ترفند کاملا موفق بوده! البته یکی از معلمامون (معلم حسابان) اونو به یه ورشم حساب نمی کنه. به خاطر همینم ما عاشق معلم حسابانمون ایم! با همین ترفندا و سیاستا همیشه نمره هاش از ما بیشتره. ولی ما هم بیکار نمیشینیم. امسال کاری کردیم که 97% کلاس از "این یکی" متنفرن! اون 3% باقیمونده خودشو بغل دستیش و معلم سر کلاسن! به این میگن: "عملیات انتحاریه سس خورا"! ضمنا ما سس خورا از یه چیز مطمئنیم: "نتیجه ی کنکور 88"! یک هفته قبل از برگزاری کنکوره 88 تیتر همه ی روزنامه های کثیر الانتشار و قلیل الانتشار یه چیزه: " نفر اوله کنکور سراسری ریاضی، علوم تجربی، علوم انسانی، هنر و منحصرا زبان مشخص شد!" معلومه دیگه بازم "این یکی" ! البته شما اصلا فکر نکنید که اون نامردی می کنه ها! همه ی اینا حقشه. بچه سراپا استعداده! اصلا هرچی از این استعداد بگم کم گفتم. در نقد این مقوله همین بس که خود خواجه نصیرالدین طوسی اعتراف کرده که استادش "این یکی" بوده! اصلا راستشو بخواید الکل رو برای اولین بار "این یکی" کشف کرد! ولی رازی نامرد اونو به اسم خودش به ثبت رسوند! واقعا شما به انیشتین میگین فیزیکدان؟!!! پس به "این یکی" چی میگین؟!!! تازه کاش فقط همین بود. الآن بحث درباره ی حوزه ی کنکور خیلی داغه.( جوری که آدم یه جاش بدجوری میسوزه!) قراره حوزه ی کنکور بیفته خونه ی "این یکی" اینا! ( حالا فهمیدید چرا آدم یه جاش می سوزه؟!!!) خلاصه جهان می گرده و می گرده و می گرده و کارای "این یکی" و مبارزات سس خورا هم چنان ادامه داره تا ببینیم کی پیروز میشه. البته لازم به ذکره که ماها اونو به یه ورمون حساب نمی کنیم! فقط واسه این کوتاه نمیاییم که یه وقت کسی فکر نکنه کم آوردیم! سس نوشت1: بچه ها این پست پر از کلمات بی ادبی بود که به خاطر اونا ازتون پوزش می طلبم. سس نوشت2: وقتی این مطلبو می نوشتیم "این یکی" در نیم متریه ما نشسته بود. سس نوشت3: این پست یه پست گروهی بود و 4تا مون با هم نوشتیمش. فقط به خاطر این که 4تامون از "این یکی" متنفریم و نمی تونیم تحملش کنیم. اگه این یه سال بدون جنجال و دعوا تموم بشه من کلاهمو میندازم به فلک الافلاک! سس نوشت4: نقاشی کار الی سس خوره. دمت سسی دختر عمه دل انگیز سکینه ووو... سس نوشت5: جواب مسابقه ی قبلی رو خیلیا دادن که من ورشکست شدم(واسه خرید سس کچاپ) اما خیالی نیست نوش جون تک تک تون! فرشته سس خور (تفاهم!)، یه سری از بچه ها هم مثه اینکه حوصله نداشتن شعرو کامل بنویسن. ماهم اسمشون و میگیم ولی حوصله نداریم بهشون سس کچاپ بدیم! این به اون در! الی سس خور، سس نوشت۶:جواب مسابقه شعر گوگوش بود: اونجا کیه کیه پشت دیوار کیه سایه شو من می بینم شاید خواب ببینم برگشته پیش من امید آخرینم! سس نوشت۷: مسابقه ی این آپ شعر نیست یه کم متفاوته: یک خط خودش را در چند نقطه قطع می کند؟ سس نوشت۸: بچه ها من می خوام نت و ترک کنم بشینم خرخونی واسه کنکور. کسی پیشنهادی نداره؟ خودم صد تا راه و امتحان کردم جواب نداد. تا حالا خیلی چیزا رو ترک کردم مثه چایی، تلویزیون، چت، آف چک کردن و... اما این لعنتی رو نمی تونم ترک کنم! چی کار کنم؟!!! سس نوشت۹: بچه ها سیخ شدگان بلاخره یکساله شد! سس نوشت10: بچه ها امروز تولد منه. احیانا کسی نمی خواد تبریک بگه؟!!! هرکس خواست کادو بده ( که باید بده! ) بفرسته به آدرس زیر (نگران نباشید من خودم پیداش می کنم!): تهران، پلاک5! سس نوشت11: امروز هرکی نظر نده مرغ دریاییه!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
از قضا وقتی مطلب و تایپ می کردیم "این یکی" در یکی از همون اردوها به سر می برد!![]()
آپلودشم کار فرشته سس خوره. دم تو هم سسی عروس عمه گیسو تفاهم ووو...![]()
ترانه (من عاشق شعرای سهرابم دستت درد نکنه!)
، راحیل!![]()
![]()
ناشناس،
محمدرضا!
(ارشاد اجازه ی قلب گذاشتن نمیده!
)![]()
قربونش برم، به دندون کشیدمش تا به این سن رسید. حالام دیگه برم جاشو عوض کنم. بچه یک سالش شده ولی هنوز این چیزا رو یاد نگرفته!![]()
![]()
![]()
![]()


