سیخ شدگان
تا سس در ریشه ماست سس خوری پیشه ی ماست
علیک سلام منم خوبم... راستش دیدم اینجا خیلی گرد و خاک گرفته گفتم یه مطلبی از یه جام دربیارم ببینم اینجوری چه صفایی داره... می دونم دلتون برام خیلی تنگ شده و تا الان هم زوری خوتونو نگه داشتین ولی دیگه غصه نخورین من دوباره برگشتم... به علت کمبود سوژه رو میارم به اسواژ (جمع مکسر سوژه س بی سواد ) قدیمی و نهایت زورمو می زنم که یه چیز خوبی یعنی متن خوبی از کار دربیاد...خب مقدمه بسه دیگه برو پایین. در این آپ تصمیم گرفتم یکی از مشکلات نسل جدید یعنی نسل جدید مونث یا شما فارسی زبانا چی بهش میگین؟!!!!...آهان دختران امروزی رو براتون شرح بدم. دیدین جدیدا هرجا می رید نشسته ن دارن ورور می کنن که دخترا ترشیده شدن پسر گیرشون نمی آد خودشونو آویزوون می کننو از این جور شرو ورا. بابا همشون دروغ می گن سه روغ می گن اصلا nروغ می گن. می بینن موضو ع کم آوردن موضوع سهمیه بندی و سی دی های غیر مجاز خز شده مهملات بهم می بافن. حالا بذارید بگم دخترای معصوم و بی گناه چه مشکل اساسی ای دارن... دارید خوشحال و خندون و خجسته تو خیابون راه می رید و انگار هیچ غمی ندارید که ییهو غم نازل میشه یه صدایی می شنوید برمی گردید و با حالت عجز به پشت سرتون نگاه می کنید می بینید صدای آروغ که فوق العاده بلند و حال بهم زنی بود توسط یه آقا پسر به ظاهر باشخصیتی تولید شده. شمام همه ی غمای عالم می ریزه رو سرتون و خودتون و به سرعت به نزدیکترین توالت عمومی می رسونید... خیلی رله تو ایستگاه اتوبوس واستادید و مثل یک انسان متمدن منتظر اتوبوس هستید اصلا هم فکرای بدبد نکنید شما در حال رفتن به یک کلاس درسی یا چیزی مشابه آن هستید. صدای بلند آهنگی توجهتونو جلب می کنه. صدای آهنگ نزدیک و نزدیکتر میشه و شما متوجه ی صدای ماندگار و جاوانه ی خواننده ی عصر عباس قادری میشید. در آن واحد چشمتون می خوره به یه اتومبیل که راننده ش یکی از همون آقا پسراس. خیلی دوس دارم از توصیف ماشین بگذرم ولی حیف که نمیشه...یه پیکان حدودا هم سن من یا بهتر بگم متعلق به دهه ی شصت که رنگش بنفش متالیکه و رو شیشه ی عقبش با تیغ موکت بری این عبارت زیبا حکاکی شده: "سلطان غم مادر" وقتی ماشین در حال عبوره شما یه نگاه جزیی به راننده ش میندازین. البته عذاب وجدان نگیرین شما تنها کسی نیستین که دارید نگاش می کنین هزاران چشم به سوی این جوان دوخته شده! داشتم می گفتم رنگ لباسش سبز فسفریه (طرف بی ریخته دیوونس*) موهاش از پشت مثله پرهای مرغ پرکنده س یا به عبارتی زلفاشو پریشون کرده و صد البته که اتومبیلش از تمیزی برق میزنه چون در نظر آقایون مهمترین چیز بعد از شکم ماشینه... شما سرتونو برمی گرونید و تو دلتون از خدا شفای این پسرو طلب می کنید که یه دفه صدای مهیبی شما رو سه متر می پرونه. نگران نباشید اتومبیل مذکور با سرعت ۲۰km/hبه یه دست انداز رسید. حالا گذشته از این دیوونه بازیا خداوکیلی تا حالا به دقت این موجود اضافی رو مورد تحلیل و بررسی قرار دادی؟می دونم ارزش بررسی رو نداره ولی حالا که حوصله مون سر رفته چی بهتر از این؟ خوب از کجاش شروع کنیم؟؟؟ الاغ فکر بد نکن از سر و صورتش شروع می کنیم. موهاش که دیدن داره به خدا...من هرچی توصیف کنم شما به عمق فاجعه پی نمی برین...مدل موهاش اسم نداره. خب چه بهتر خودمون یه اسمی واسش جور می کنیم. اسامی ای نظیر مدل جارو برقی٬ مدل خر در چمن٬ دست تو پریز و از این دست اسامی...مدل جاروبرقی به این دلیله که انگار طرف یکیو اجیر کرده (مثلا خواهر یا برادر کوچیکترشو)که جاروبرقیه خونشون و برداره و بگیره بالای سر این و از اون جایی که اینا لوازم منزلشون خارجی الاصله!!!جاروبرقیشونم قدرت مکش بالایی داره و موها رو با شدت هر چه تمامتر به سمت بالا سوق میده. حالا یه نکته می مونه اونم اینکه بهتره طرف سرماخوردگی شدید داشته تا بتونه مواهاشو صاف نگه داره(نکته ی کنکوری) مدل خر در چمنم بدلیل زیباییه این نام انتخاب شده و دلیله خاصه دیگه ای نداره...و اما مدل دست تو پریز هم مخصوص وقتاییه که فرد سرما نخورده باشه بیشتر مخصوص تابستوناس(ادامه ی نکته کنکوریه پیش ) چون الان حس و حال تایپ کردن از دست رفته چند تا مطلبو میگم و ادامه ی متن می مونه واسه سری بعد که حس و حال تایپ کردن برگشت. *اصولا ما یعنی من و رفقا به هرکسی که لباس سبز فسفری می پوشه بنا به استناد به یه خاطره٬ میگیم بی ریخته دیوونه که دلیلش اینجا ذکر نمیشه چون به شما هیچ ربطی نداره. سس نوشت۱: این آپ در واقع جوابی بود به آپ اخیر نمکپاش.( اگه می خواید وبشو ببینید تو پیوندا هست) چون اومده بود و یه مطلبی درباره ی دخترا نوشته بود٬ منم به نمایندگی تمام دختران پسرستیز خواستم یه جوابی بهش داده باشم. فقط امیدوارم انجمن حمایت از حیوانات وحشی از این متن ایراد نگیره! سس نوشت۲: این تابستون ما انقد کرم افشانی کردیم که از روی خودم خجالت می کشم. آخه آدم انقد مردم آزار؟ خودمو میگما. آدم انقد بی وجدان. یکی نیست بیاد به ما بگه انقد از بغل هرکی رد میشید فیلمش نکنید (البته اگه بگه هم ما قبول نمی کنیما). مردم گناه دارن اینو می دونم ولی چی کار کنم این مرضیه که تو جونه منه هرکاری می کنم خوب نمی شه که نمیشه. خیلی دوس دارم بعضی از کرم افشانیامونو بگم ولی می ترسم تو روحیه تون اثر بدی بذاره. فقط شما از ایستگاه اتوبوس بگیرید تا توی یه اوتوبوس شلوغ بعد برسید به شهرکتاب بعد تو یه خیابونه خلوت فاصله ی بین اینارم در نظر بگیریدخلاصه هر جایی که بگید ما کرم ریختیم. شاید یه روز بشینم با حوصله تک تک کارامون و بگم. سس نوشت۳: راستی بهتون پیشنهاد می کنم برید آلبوم جیدی هاتف و گوش بدید ارزششو داره من که عاشق شعرای سیاسیشم حرف نداره(اگه داشت میزد) صداشم خیلی دوس دارم چون بعضی وقتا شبیه صدای داریوش میشه. (به خدا واسه تبلیغ پولی گیرم نیومده ها...) سس نوشت۴: برنده ی مسابقه ی قبلی مرتضی بود که جواب مسابقه رو داد. شمام اگه یه کم به اون مغزه نداشته تون فشار می آوردید می تونستید جواب بدید. جواب مسابقه: یه عضو بدنت خله. مرتضی جون یه سس کچاپ نوش جون. گوارای وجود. آره دیگه حاصل دسترنجه خودته بایدم خوشحال بشی. سس نوشت۵: مسابقه ی این پست را در یابید... Come on to write on the soil, on the tree, on the bird's feather, on the clouds Come on to write on the leaf, on the water, on the wave's notebook, on the sea سس نوشت۶:نشستم فکر کردم!!!دیدم چطوره یه مطلب آموزنده بذارم که وقتی از این وبلاگ رفتید بیرون احساس کنید چیزی یاد گرفتید. هر وقت یه چیز جالبی به ذهنم رسید براتون می نویسم که وبلاگم پرمحتوا بشه.حالا اولیشو داشته باشید: "لر موجودیست شبیه به انسان که در دامنه های زاگرس زندگی می کند و به طور غریزی برای دفاع از خود سنگ پرتاب می کند!" امید است از مطلب آموزنده ی امروز نهایت استفاده رو برده باشید. سس نوشت۷: واسه تنوع هرکی نظر نده کرگدنه...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


