تبليغاتX
سیخ شدگان - شکایت...

سیخ شدگان

تا سس در ریشه ماست سس خوری پیشه ی ماست

دلم می خواد گریه کنم برای قتل عام گل

برای مرگ رازقی دلم می خواد گریه کنم

برای نابودی عشق٬ واسه زوال عاشقی...

وقتی که برگا و گلا شکسته و پرپر شدن

وقتی که باغچه های عشق سوختن و خاکستر شدن...

منو تو از گل کاغذی باغچه ای داشتیم توی خواب

با خشتای مقوایی خونه می ساختیم روی آب......

 

متاسفانه این شعر و حفظ نیستم وندارمش... اگه کسی پیداش کرد لینکشو بهم بده ممنون میشم، چون عاشقه این آهنگم....

 

گیرم که در باورتان به خاک نشستم

و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم بست

با ریشه چه می کنید؟

گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای

پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟

گیرم که می زنید

گیرم که می برید

گیرم که می کشید

با رویش ناگزیر جوانه چی میکنید؟

 

آهای مردم دنیا

آهای مردم دنیا آهای مردم دنیا گله دارم گله دارم

من از عالم و آدم گله دارم گله دارم

آهای مردم دنیا آهای مردم دنیا گله دارم گله دارم

من از دست خدا هم گله دارم گله دارم

شما که حرمت عشق و شکستین

کمر به کشتنه عاطفه بستین

شما که روی دل قیمت گذاشتین

که حرمت عشق و نگه نداشتین

آهای مردم دنیا آهای مردم دنیا گله دارم گله دارم

من از دست خدا هم گله دارم گله دارم

فریاد من شکایته یه روحه بی قراره

روحه که خسته از همه زخمیه روزگاره

گلایه ی من از شما حکایته خودم نیست

برای من که از شما سوختم و گم شدم نیست

اگه عشقی نباشه آدمی نیست

اگه آدم نباشه زندگی نیست

نپرس از من چه آمد بر سر عشق

جواب من به جز شرمندگی نیست

آهای مردم دنیا آهای مردم دنیا گله دارم گله دارم

من از عالم و آدم گله دارم گله دارم

آهای مردم دنیا آهای مردم دنیا گله دارم گله دارم

من از دست خدا هم گله دارم گله دارم

 

این حال و روز منه...نمی خواستم آپ کنم فقط به خاطر این اومدم که بهتون اطلاع بدم متاسفانه هنوز زنده ام و نفس می کشم...

 

چشم من

چشم من بیا منو یاری بکن

گونه هام خشکیده شد کاری بکن

غیر گریه مگه کاری می شه کرد

کاری از ما نمیاد زاری بکن

اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمیاد

تا قیامت دل من گریه می خواد

هرچی دریا رو زمین داره خدا

با تموم ابرای آسمونا

کاشکی می داد همه رو به چشم من

تا چشام به حال من گریه کنن

اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمیاد

تا قیامت دل من گریه می خواد

قصه ی گذشته های خوب من

خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن

حالا باید سر رو زانوم بذارم

تا قیامت اشک حسرت ببارم

دل هیشکی مثه من غم نداره

مثه من غربت و ماتم نداره

حالا که گریه دوای دردمه

چرا چشمم اشکشو کم میاره

خورشیده روشنیا رو دزدیدن

زیر اون ابرای سنگین کشیدن

همه جا رنگه سیاهه ماتمه

فرصته موندمون خیلی کمه

اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمیاد

تا قیامت دل من گریه می خواد

سرنوشت چشاش کوره نمی بینه

زخم خنجرش می مونه تو سینه

لبِ بسته سینه ی غرق به خون

قصه ی موندنه آدم همینه

اونکه رفته دیگه هیچ وقت نمیاد

تا قیامت دل من گریه می خواد

 

امتحانا به طرز افتضاحی داره پاس!!! میشه...به خاطر همینم انقد شاکیم...

امتحان جبر خیلی وحشتناک بود... من قبل از اینکه امتحان بدیم سوالای سالای قبل و که نگاه می کردم می گفتم اینا که همش عینه همه٬ سوال جدید نداره...چه جوری ممکنه بتونن جبر و سخت بگیرن؟!!!! الآن با پشیمونی حرفم و پس می گیرم چون دیگه فهمیدم چه جوری می تونن جبر و سخت بگیرن!!!! لازم به ذکره که من از جبر متنفرم...

 

دیگه حال و حوصله ای نیست...

 

سس نوشت: امروز سس نوشت نداریم!!!!!!

 

تا بعد...

 

تایپ شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 20:50 به انگشت مینا سس خور| |