تبليغاتX
سیخ شدگان - دیدید برگشتم؟!!!

سیخ شدگان

تا سس در ریشه ماست سس خوری پیشه ی ماست

حیاط دانشکده ی تربیت بدنیه دانشگاه تهران! وسیع و پر درخت اما نه به قشنگیه حیاط اصلی... بدون استرس آروم و بی دغدغه... چهره های نگران... چهره های آشنا. حس عجیبی بود حسی که شاید برای هرکس فقط یه بار اتفاق بیفته.

تفتیش بدنی انگار دزد گرفتن... موبایلا و کیفا و وسایل اضافیتون و تحویل بدید درست مثه انفرادی!

وای چه سالنی! کی حال داره دنبال صندلیش بگرده؟

ساعت تازه هفته حالا کو تا شروع آزمون؟!!! اصلا فکر نکنید من استرس داشتما فقط دلم می خواست زودتر شر این لعنتی کنده بشه و راحت بشم... راحت؟!!

این صدایی که میگه داوطلبان عزیز!!! خدایا نمیشه خفه شه؟ ۱۰ دقیقه وقت پاسخگویی به سوالات نظرخواهی!!!!

داوطلبین عزیز وقت پاسخگویی به سوالات نظرخواهی به پایان رسید! لطفا سوالات را پایین صندلی زیر زمین بگذارید!!!!! یه سوال ما باید زمینو می کندیم؟!! نمی تونستم خنده مو قایم کنم.

قرآن تلاوت شد و چه آرامش مضاعفی به منه بی خیال داد!!!

داوطلبین عزیز... نه بابا هنوز آزمون شروع نشده.. در حالیکه یه سریا شیرجه زدن سوالای عمومی رو بردارن گفت برای شادی روح بنیانگذار انقلاب و سلامتی رهبر معظم و چه می دونم بقای عمر شهدای راه اسلام صلوات!!! زدم زیر خنده!!!

سوال ۱ و۲و ۳ ادبیات خیلی نرمال بود. از ۴ به بعد من دور هر سوال یه دایره می کشیدم می رفتم سوال بعدی. هنوز بی خیال! تا سوال ۱۰ من فقط به همون سه تا سوال جواب داده بودم!!!

عربی و معارف با اعتماد به نفس کاذب به همه ی سوالا جواب دادم. زبانم خیلی بد نبود.

خدایی وقت کم نیاوردم برگشتم گندای ادبیاتم یه خرده جبران کردم!!! دیگه خدا می دونه چند تا غلط دارم!!! تازه من جزو اونایی بودم که همیشه عمومیام خوب بود!! به اصطلاح خودمون نون خور عمومی!!!  همیشه بدم می اومد از اینکه نون خور عمومی باشم ولی امروز دیدم همونم عرضه می خواد!

ریاضیا رو یکی در میون می زدم. رسیدم به هندسه دیدم هیچی بلد نیستم. رفتم گسسته ها رو زدم دوباره اومدم هندسه بازم دیدم هیچی بلد نیستم!!! وقت ریاضی فینیش!!!

حالا بی خیال فیزیک خیلی خوندم توپه توپم خوب می زنم ریاضی جبران میشه! اول پیش ۲ که دو تا سوالشو از دست دادم! بی خیال بابا کلی سوال مونده پایه م که قویه!!! نور هندسی ترمو مغناطیس فشار گرما وای خدا من انقد مدار خوندم چرا هیچی نمی تونم بزنم؟ این چه حسیه نکنه استرسه؟ نه بابا حالا پیش ۱ مونده!!! پیش ۱؟ من که انقد دینامیک خوندم هنوز ازش فرار می کنم؟

شیمی رتبه ی منو مشخص می کنه غصه ی چیزی رو نخور! سوالای اول خوب بود یه ذره به آخرا که رسید بد شد نمی دونم چند تا نزدم ولی یه سوال خیلی بهم چسبید قبلا دیده بودمش و بلد نبودم حلش کنم. هر کاری می کردم به جواب نمی رسیدم! اون اومد منم جواب و حفظ بودم!!! همین یه سوال کلی بهم انرژی داد!!! خدا رو شکر. شیمی همیشه زیاد می زدم و همیشه زیاد غلط میزدم خدا به دادم برسه این بار!!!

با بچه ها اومدیم بیرون دیگه حیاط به دلبازی و سرسبزیه قبل نبود! مادر پدرای نگران... غلغله ای بود... دیگه نمی تونستم بی خیال باشم! عصبانی بودم فحش می دادم همه می گفتن ادبیات و ریاضی سخت بود! راست می گفتن ولی یعنی فیزیک سخت نبود؟!!!!!!

چه گرمایی... آتیش می باره... خدایا یک سال خوندیم در عرض چهار ساعت و نیم گند زدن به اعصابمون... حالا هی مامانم میگه بی خیال قبول شی کافیه! آره قبول میشم ولی با چه رتبه ای؟

رسیدیم خونه عصبانیت کار خودشو کرد زدم زیر گریه!!! از بچگی هر بار گریه می کردم دیگه اشکم بند نمی اومد... چشام می سوخت ولی گریه م تمومی نداشت!!! یه بغض به چه گندگی تو گلوم بود هنوزم هست!!! نه جوانمرد سرمو به دیوار نکوبیدم ولی فقط همین یه کار و نکردم!!!!!

قبلا یه مامانم گفته بودم من بعد از کنکور چه خوب داده باشم چه بد گریه می کنم!!!!!!!! (دیوونه خودتی!)

سس نوشت: الان که اینا رو نوشتم حالم بهتر شد ممنون که خوندی!

سس نوشت: قبل از کنکور به هرکی می رسیدم می گفتم حوزه م افتاده تهران حوزه ی زبانم شریفه! می خوام ببینم کدوم بهتره بهشون افتخار بدم بزنم اونجا!!!!

سس نوشت: با یکی از بچه ها می رفتیم حوزه. اونم مثه من بی خیال نیشا تا پس گوش باز! اینجوری:  بهش می گفتم می خوای یه ذره استرس داشته باشیم می گفت نه بابا راحت باش! انگار داریم می ریم جشن تولد!!!! من واسه آزمونای جامع بیشتر استرس داشتم!!!

سس نوشت: پستم کاملا بی مقدمه شروع شد و کاملا بی مقدمه تموم میشه! یه ساله آپ نکردم دلم می خواد اینجوری باشه حرفیه؟!!!

دمتون سسی...

تایپ شده در پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 16:55 به انگشت مینا سس خور| |